به نام خدا
باران که می بارد/ تمام کوچه های شهر/پر از فریاد من است /که میگویم/من تنها نیستم/تنها...../تنها منتظرم/تنها....
به نام خدا
بیرون برف میاید...تو سرما خورده ای....
زیر پتو میکِشمت برای دکتر بازی....
زیر پتو.... به سیاهی چشمانت که پیدا نیست هزار بار سوگند میخورم...
به نام خد ا
به تخم ِ نداشته ی من و به جیب ِ خالی ِ تو....که ما حالا حالاها بهم نمیرسیم با این گرانی همه چی.....دایورت کن عزیزم ...دایورت....
به نام خد ا
تو که همیشه خوبی و گاهی وقتا بوس میدی ....نمیشه گاهی وقتا خوب باشی و همیشه بوس بدی....؟؟؟
به نام خدا
بالا بلند من.....
فدای نیشکر گوشه ی لب هایت ..../که مرا به گناه میکشد./خدا را هزار مرتبه شکر.../ که به جای ایدز دیابتی ام میکند..../نمیشود از لبهایت فاکتور بگیرم..../توبه میکنم.../ سبحانک یا لا اله الا انت..../ عزیزم تورا قسم به ایه الکرسی خنده هایت..../ تو..../خیلی وقت است نمیخندی چرا؟؟/تو را قسم به کبیسه ی غم هایت..../
یلدای دراز ناخوشی های تو ...پدربزرگانه ترین قصه ی عالم است.............
گیجی کلماتم را ببخش....هنوز مانده ام وسط این کلمات و جهنم تن تو.../............
اگر دیگر نخواستی ریخت مرا ببینی چه.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نام خدا
میدانی بالا بلند من...؟ همیشه همین بوده... در زندگی ِ ما ادمها همیشه دردهایی هست که مثل ِ خوره....خاطره هایی هست که مثل ِ خوره...همیشه پسرانی هستند که مثل ِ خوره... و همیشه دلتنگی هایی هست که مثل ِ .... که مثل ِنبودن تو جای ِ خالی شان با هیچ دردى ، خاطره ای ،پسری پر نخواهد شد...
به نام خدا
- دوستم داری ؟
-دارم.
- چی داری؟
- همان چیزی که می خواهی ....
- من دوست هم می خواهم..
- دارم ...من دوست ،هم ، دارم...
( به گرمای نگاهت قسم که هیچ گرمایی ،کویری تر از تقاطع نصف النهار من و استوای تو نیست....)
به نام خدا
هوای چشمان تو را تنها مدینه دارد....چقدر طول میکشد که بشناسمت؟؟ انگار این بار در خواب دیده ای که ابراهیمم باشی که اسماعیلت شوم......بی وفا....که سرم را جلوی پاهایت ببُری..ببُر عزیز دلم اینبار این چاقو می بُرد....
تا اغوشت شش خوان دیگر باقی ست....می خواهم تا اخر عمر دور سرت بگردم....لباس احرام میپوشم...از سفیدهایی که در سیاهی چشمانت گُم اند...
به نام خدا...
باید به زندگی ادامه بدهیم....شب ها و روزهای دراز و ملال اوری در پیش داریم...باید با صبر و حوصله رنجها و سختی ها یی که روزگار برایمان میفرستد را تحمل کنیم...باید برای دیگران کار کنیم...باید درس بخوانیم تا عاقل به نظر برسیم... باید......و...وقتی عمرمان به سر رسید باید بی سرو صدا بمیریم...و انجا زیر خاک خواهیم گفت که چه رنجی کشیدیم..چه اشکها ریختیم...و چه گریه هایی که به زور نگهشان داشتیم که کسی نبیند...خواهیم گفت: زندگی ما تلخ بود......و خدا به ما رحم خواهد کرد...و من و تو به زندگی ای خواهیم رسید که درخشان خواهد بود...خوب و زیبا خواهد بود...انوقت شادمانی میکنیم و به رنجهای گذشته با رقت نگاه میکنیم...لبخند می زنیم...ارامش پیدا میکنیم...من به این ایمان دارم....ایمان...یک ایمان گرم و ملتهب...
به نام خدا
من مست و تو دیوانه....
از خانه برون رفتم..../هر گوشه یکی مستی..../دستی زده بر دستی..../ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه..../من مست و تو دیوانه...ما را که برد خانه.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نام خدا
یه عمره جاده ی شمال منتظر عبور ماس
نمیدونه یکی از اون دو تا قناری بی صداس
به نام خدا
از بد بدتر اگر هست این است....
یوسف من ، عزیزم
دیگر بهتر است درز بگیری این پاره پوره پیرهن ِ
بی بو و خاصیت را
که چشم هیج چشم به راهی را روشن نمیکند ....
به نام خدا
دادن یا داده شدن
مسئله این نیست حتی
لبانت مزه ی هلو و زردالو میدهند و من نخورده، مستم ...
دیده یا دیده شدن
مسئله این هم نیست حتی تر...
که چشمان ِ تو به چشمان ِ من از چشمهای همه چشم تر می آیند هنوز...به جان ِ چشمهایت...
که چشمهای تو سگ ندارند گرگ دارند...من هلاکم...
به نام خدا
شما به دین خودتان...
من به دین او.......لا اکراه فی الدین...
به نام خدا
تلخی هم یکی از مزه هاست ...میدانم...
اما تلخترش نکن بلند بالا جان...نکن...
خودت را به ان راه نزن دلبرک....
مرا زابراه نکن عزیز دلم...
به نام خدا
تو همون ململ ابری /خود بوی علفی /مثه اون ململ مه نازکی ...اون ململ مه.../ که رو عطر علفا هاج و واج مونده مردد... میون موندن و رفتن میون مرگ و حیات.....خود مهتابی تو اصلن ....خود مهتاب.../مثه شب گود و بزرگی...مثه شب...../من بهارم تو زمین.../من زمینم تو درخت...من درختم تو بهار...
توی حساب کتاب امسال تو کجا بودی؟؟؟؟زمستون تموم شد ... ببینم پلیور راه راهتو هنوز داری؟؟؟؟؟مسافرتت با دوچرخه خوش بگذره...یه روز منم ببریا...وقتی بزرگ شدیم ...امسال هم تمام...عید 90 کجایی؟؟؟شیراز؟؟پیش حافظ؟؟؟؟من بهارم تو درخت...سرخی تو از من..سبزی تو هم از من....اگه من نبودم تو هیچوقت تو نبودی...من مغرورم...
عزیز دلم...نفسم...با تو ...سال 90 خوش میاد...یه فال به نیت دوتامون ...تمام فالای حافظو بخریم...بلاخره یکیش خوب در میاد... یه دیوان فال...دستات...تو اینجایی...نه ..من اونجا پیشت تو شیرازم...







