به نام خدا
باران که می بارد/ تمام کوچه های شهر/پر از فریاد من است /که میگویم/من تنها نیستم/تنها...../تنها منتظرم/تنها....
نویسنده : من ; ساعت ۱٠:۳٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳٠
به نام خدا
بیرون برف میاید...تو سرما خورده ای....
زیر پتو میکِشمت برای دکتر بازی....
زیر پتو.... به سیاهی چشمانت که پیدا نیست هزار بار سوگند میخورم...
نویسنده : من ; ساعت ٩:٢٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٥
به نام خد ا
به تخم ِ نداشته ی من و به جیب ِ خالی ِ تو....که ما حالا حالاها بهم نمیرسیم با این گرانی همه چی.....دایورت کن عزیزم ...دایورت....
نویسنده : من ; ساعت ۳:۳٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٠
به نام خد ا
تو که همیشه خوبی و گاهی وقتا بوس میدی ....نمیشه گاهی وقتا خوب باشی و همیشه بوس بدی....؟؟؟
نویسنده : من ; ساعت ٢:۳٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧







